تبليغاتX
الون
 

گفتگویی تازه با علی الفتی شاعر


گفتگویی تازه با علی الفتی شاعر




علی الفتی شاعر نام آشنای سرپل ذهابی و صاحب مجموعه شعرهای متعدد فارسی و کُردی این روزها خودش را برای آزمون دکترای رشته ی زبان و ادبیات فارسی آماده می کند . ضمن آرزوی توفیق برای او در فرصتی محدود با او گفتگویی انجام شده که با هم می خوانیم:

الفتی از چه زمانی شعر را در وجودش احساس کرده و چه شد که به سمت زبان کردی بازگشت کرد؟

همیشه دغدغه ی این را داشتم که چرا به زبانی که حرف می زنم واطرافیانم نیز اینگونه تکلم می کنند نباید بتوانم آن را روی کاغذ بنویسم .البته این حس مربوط به دوران دانش آموزی در مقطع ابتدایی بود یا اینکه نوشته ای با زبان کردی می دیدم به قول مادرم انگار دنیا را برایم سند کرده باشند .خب!این مسئله اهمیت بسیاری برایم داشت برای من که در روستای دورافتاده ای در سرپل ذهاب به دنیا آمده بودم روستایی که تا کلاس اول راهنمایی برق کشی نشده بود وآب شرب آن از چشمه تامیین می شد یا در روستای ما هیچ وسیله نقلیه ای نبود  ودرآن ایام باتوجه به اینکه روستای ما کنار پادگان نظامی بود برای ترس از بمباران عراقی ها صبح زود به کوهها پناه می بردیم ودر غارها همچون انسانهای نخستین زندگی می کردیم درحالیکه بچه های دیگر مناطق ایران درنازونعمت بودند ومنطقه ما فقط از یاد خدا نرفته بود بعض وقت ها فکرمی کنم روزگار واقعی این روزهاست وآن ایام خواب یا رویایی بوده است چون همه چیز خام ودست نیافتنی بوده است

 ۲-  الفتی از اواخر دهه هفتاد به دنیای شعر روی آورد تا قبل از آن شعر چگونه و تا چه اندازه احساس درونی وی را تحت تاثیر قرار داده است؟

من درمسابقات دانش آموزی در سال ۶۷ درایران اول شدم در بخش قصه نویسی بعد از آن هیچ فضایی وجود نداشت به سمت آواز وبازیگری تئاتر روی آوردم تااینکه جنگ تمام شد به سرپل ذهاب برگشتیم امکانات بهتر از روستا بود نوارهای موسیقی کردی بیشتر پیدا می شد ویا روزنامه ومجلات فارسی وهمچنین کتاب وکتابخانه وقتی به سرپل برگشتیم آنجا با گویش جافی آشنا شدم وکمتر از یک ماه یادگرفتم وبه راحتی صحبت کردم یا گویشی که مردم یارسان صحبت می کردند ،فضاهای متنوعی را تجربه کردم بعداز بمباران شیمیایی حلبچه بود که متوجه هویت خودم شدم وجایگاه شهروندی ،جنگ تبعیض ،فقرو همه چیز رنج بود -روزگاری داشتم.- نام شاعران کردعراق  را ازعثمان که یک آواره عراقی بودو باهم در قصرشیرین کارگری می کردیم شنیدم -آن روزگار بیت های زیبایی به زبان کردی نوشتم وهمیشه خجالت می کشیدم برای کسی بخوانم می ترسیدم مسخره ام کنند یا نکند شعر چیز دیگری است ومن اشتباه نوشته باشم

۳-  الفتی در شعرهایش روستا، غربت و تنهایی و بسیاری از مسائل فراموش گشته ی این عصر را انعکاس می دهد، چه چیزی شاعر را به سوی این مسائل سوق می دهد؟

درکرمانشاه تاریخ  بدینگونه است که بچه های اصیل ورگ وریشه دار روستایی هستند یا حداقل دو سه پشت پیش از روستایی آمده باشند روستای ماهم مستثنی  نیست روستایی با قدمت چهار هزار سال در دامنه های نواکوه ومردمانی از ایل کلهر با آداب ورسوم استاندارد واستقلال خاصی که نسبت به سایر روستاهای اطراف داشت نوع زندگی دامداری ،کشاورزی،با کوچ بهاره به ارتفاعات ،مرگ ،عروسی ،آداب وسنن از همه مهمتر عشق وطبیعت فوق العاده ی سرزمین گرمسیر اطراف ام را کوههای سرکش،دالاهو،نواکوه،بازی دراز گرفته بودند از این بهتر مگر  چیز دیگری هست یا اینکه تا کلاس سوم ابتدایی فارسی بلدنبودم حرف بزنم اما امسال باید آزمون دکترای ادبیات فارسی رابدهم واین زندگی وجهان متضاد

۴-  در اوایل دهه هشتاد(گه رمه شین) را منتشر کردی واکنون به چاپ چهارم رسیده ، انتظار داشتی که کتاب شعرت با این استقبال روبرو شود و وارد دنیای شعر گردد؟

 ببینید من در نوشتن به زبان کردی با برنامه ریزی خاصی پیش می روم من این مشکلات موجود در زبان کردی ومخصوصا گویش خودم را پذیرفته ام وقبول دارم که اسناد کمی موجود می باشد هرچند حلاوت وصمیمیت خاصی در این گویش هست ولی با زبان فارسی آنرا  قیاس نمی کنم هرچند برخلاف برخی ها معتقدم که درگذشته این گویش چیره گی خاصی بر زبان فارسی هم داشته است هرچند گویشوران کمتری داشته ودارد ولی با مطالعات زبان شناسی وریشه یابی واژگانی متوجه می شویم گویش ما خیلی بکر تر ودست نخورده تر است واین یعنی سرمایه اصلی ما برای انجام کا.ر شاید مهمترین کار را گروه ما انجام دادند وموفق شدیم برای مخاطب اثر تولید کنیم وامروز مردم دستشان از شعر خالی نیست اگر بخواهم به مشکلات گذشته این گویش ودلایل رکود آن بپردازم رنجش هایی بوجود خواهد آمد که براهل فن پوشیده نیست ولی گذشته را فراموش کرده ام وفقط می نویسم وبرنامه ریزی ام را ادامه خواهم داد بعضی ها گفتند الفتی در شعر فارسی آوانگارد است چطور کتاب اول ودوم کردی اش را کلاسیک منتشر کرد جواب این انتقاد را استقبال خوب مردم از کارهای منتشر شده داد این استقبال نه تنها از کارمن از کار شاعرانی چون فریاد شیری،رضا موزونی ،جلیل آهنگر نژاد ،سعید عبادتیان و ..  . می شود وچشم به آینده دوخته ایم

۵-   به نظر شما زبان کردی تا چه اندازه توان بازتاب دردهای درونی شاعر را دارد و توانایی های زبان کردی را در این باره چگونه ارزیابی می کنی؟

 زبان ابزار روابط انسانی است  قدمت دیرینه زبان کردی بیانگر این است که این زبان مطلوبیت لازم را داشته است که تا امروز ازبین نرفته است هرچند همیشه دستخوش تغییرات غیرزبانی وهجمه های غیرادبی بوده است زبان کردی نیاز به تایید من ندارد بر قله های ستبر وسربلندی ایستاده است

۶-   در شعر معاصر کردی آیا تحت تاثیر شاعر خاصی بودی؟

مثل خیلی ها که اوایل  وارد شعر شدند وعکس شیرکوه را بر اتاق خوابشان زدند نبودم من بیشتر تحت تاثیرویژگیهای  زبان کردی بودم. اصولا شعر شاعران کرمانشاه مستقل ومتاثر از شاعران کردستان عراق یا ایران نیست هر چند منکرقدمت وفعالیت وسیع  شعری آنان  نیستم

۷-  الفتی خوش بین است که در آینده شعر کردی از شعر فارسی  فراتر گام بر می دارد  به قول خودت "وه نوای شیعر فارسی که فیت" در این باره بیشتر توضیح دهید 

 البته من در کرمانشاه منظورم بوده است که شعر کردی از فارسی پیشی گرفته است من خودم به دوزبان کردی وفارسی می نویسم ودرجریان شعر کرمانشاه به طور کامل هستم واقعیت را باید گفتد در دهه هشتاد شاعران زبان کردی موفق تر بودند وسرمایه های شعر فارسی همان شاعران دهه هفتاد بودند مثلا بعد از کوروش همه خانی ،فریاد شیری و.... شاعر حرفه ای در حوزه زبان فارسی نداشتیم  اما در زبان کردی بافاصله کمی از ما دونسل دیگر پدید آمدند وهرکدام خصوصیات مختلفی در آثارشان دارند

۸-   شعر معاصر کردی در کردستان ایران پس از سواره دچار نوعی رکود می شود، هر چند سال ها بعد با ظهور شاعرانی دیگر تحرکی نو در شعر کردی ایجاد می گردد، وضع کنونی شعر کردی را در کردستان ایران چگونه می نگری؟

 در دهه هفتاد باز اوضاع بهتر بود ومن توقع بیشتری داشتم به هر حال باید پذیرفت که بستر ادبیات نوین کردی در کردستان ایران نسبت به کرمانشاه وایلام  آماده تر بود وامکانات بیشتری نیز از رسانه های مختلف گرفته تا افکارعمومی ونشست های ادبی وهنری در کردستان بود اما امروز کردستان همچون کرمانشاه وایلام است من با مطالعه کیفی شعر شاعران چنین ادعایی را دارم شاید هم این  روند طبیعی تر باشد. شعر کردی در ایران مراحل تکمیلی وتدریجی خود را در حال سپری کردن است مطمئن باشید که اثار خوبی در آینده منتشر خواهد شد

 

 

کتابشناسی علی الفتی:

۱-خاکستری ،شعرفارسی،اییز ۸۱

۲-راخ،شعر فارسی،پاییز ۸۳

۳-گه‌رمه‌شین،شعرکردی، چاپ اول شهریور ۸۷

چاپ دوم مهر۸۷ ، چاپ سوم،کتاب صوتی،اسفند۸۸

چاپ چهارم پاییز ۹۰

۴-به روایت دوربین روسی ،داستان، مهر ۸۷

۵-هوای هرات ،شعرفارسی، بهار۸۸

۶-سانه ناو/شعر دوزبانه ،کردی / فارسی،تابستان۸۹

۷-آنهاازمرگ ترسیده بودند ،  شعر فارسی، پاییز۸۹

۸- گیان ، شعرکردی ،کلاسیک، تابستان ۹۰

www.balout.ir


 

نوشته شده توسط اکبر قنبرویسی در پنجشنبه 1390/10/22 ساعت 13:57 موضوع | لینک ثابت


کرمرضا کرمی و چامه های طنز کُردی

کرمرضا کرمی و چامه های طنز کُردی
                                                              کرمرضا کرمی و چامه های طنز کُردی


در میان شاعران کرد کلهر که نام و جایگاهی ویژه دارند ، کرم رضا کرمی را نمی توان فراموش کرد . این شاعر و معلم توانا سالهای سال است که در حوزه ی چامه سرایی کرد به تلاشی وصف ناپذیر مشغول است.کرمی را جزو شاعران نسل سنتی کردی می شناسند . اما از آخرین سالهای رو به امروز عمر گرانمایه اش تجربیاتی در قالبهای متنوع شعر دارد که با این آثار ، زندگی شاعرانه اش را به دو بخش تقسیم نموده است . یکی از لایه های شیرین چامه های کرمی توجه جدی به طنز است طنزی که به دور از بازی های کلیشه ای با مخاطب راستین چامه ی کردی ارتباطی شیوا برقرار می نماید . به عنوان نمونه می توان این نکته را ذکر نمود که هر گاه شعر  طنز تازه ای می سراید ، با سرعتی چشمگیر در بین هوادارانش منتشر می شود نمونه هایی از طنز این شاعر را با هم می خوانیم :

 خوه شا  وه حالد که‌له‌شیر

ئرا ئقبالد که‌له‌شیر

نه برنج و ره وغه ن سینی

نه چادر که ن که ن سینی

نه کوشک و نه قلا سینی

نه ئه له نگوو تلا سینی

خوه شا  وه حالد که‌له‌شیر

ئرا ئقبالد که‌له‌شیر

نه پیری نه سند فره س

نه مه هریه ی ژند فره س

حه ق دیری وه خوه د  بنازی

رووژی بیس مامر بخوازی

خوه شا  وه حالد که‌له‌شیر

ئرا ئقبالد که‌له‌شیر

سه ر کار دیرید و یه ی قیوله

 ده ره ک له هه ر که س بی پیوله

گیان خوه د پف که له ئه و سازه

بقیولن وه خت ئاوازه

خوه شا  وه حالد که‌له‌شیر

ئرا ئقبالد که‌له‌شیر...

 

 

فرزند کمتر!!!

چه نی وه تمه پید ئی کاره م هکه

خوه د ئرا هه فت پشت بیچاره مه که

وه قتی سه ر نه یده بان سه رینه و

نچید وه فکر ده وره ی وه رینه و

بریگ زگ دریای سوو خه یدنه و شوون

وه جای ماکسیما نیشن له فرغوون

ده ن له ده به شر یا له تای بشکه

خاکه قه ن سینن یا نانه خوشکه

دیور له ته ربیه ت  ئازاد و وازن

فکر که ید ئا هنگ بتهوون سازن

رضا یا کرم رضا کرمی متخلص به (ته نیا) در سال هزار و سیصدوسی و هشت در ابادی زینعل خانی از توابع دهستان حسن آباد در حومه شهرستان اسلام آباد غرب متولد شد زندگی در دامن دشت و کوه و در دامن طبیعت طبع لطیف او را پرورش داد و او که دارای قریحه و ذوق خدادادی بود از همان اوان کودکی شروع به سرودن شعر کرد بیشتر شعرهای او الهام گرفته از طبیعت و زندگی ساده عشایر بود و این باعث شد که شعر های او در میان مردم به زودی جای خود را باز کند وخیلی زود معروف شد بخصوص که رگه هایی از طنز همیشه در اشعار او به چشم می خوردوبعضی از مسایل ومشکلات مردم را به زبان طنز و شیرین خود می سرود
رضا سپس تحصیلات خود را در شهر اسلام آباد ادامه داد و بعد برای ادامه تحصیل به شهر سنندج رفت و در دانشگاه انجا مدرک لیسانس خودرا گرفت و اکنون سال هاست که از مدیر یت  مدارس راهنمایی شهر اسلام اباد  کناره گیری کرده و به عنوان یک بازنشست بازِ نشسته ای شده است و محبوب همه فرهنگیان.

 او بیش از سی  هزار بیت شعر در قالب های غزل قصیده دوبیتی مثنوی و شعر نو  سروده است که مشغول گرداوری انها برای چاپ دیوان خود می باشد و چندی پیش  هم یک سی دی تصویری از اشعار خود که انها را دیکلمه کرده به کوشش روابط عمومی اموزش وپرورش اسلام اباد منتشر شده که در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است رضا کرمی شاعر طبیعت وکوچ عشایر است و خواندن شعر های او انسان را به گذشته و زندگی با صفای عشایر برمی گرداند و اشک را گاه بر گونه  می نشاند یکی از اشعار او به نام یاد ایل وه خیر را خواننده بزرگ کرد عدنان کریم  به طرز زیبای اجرا کرده و اوازه این شاعر بزرگ از مرزهای ایران عبور کرده وبه کردستان عراق نیز رسیده است
برای این شاعر خوب آرزوی موفقیت کرده و چند مورد از اشعار زیبای او را به عنوان نمونه می خوانیم
************
یاد ایل وه خه یررو وه خوه م چبکه م ده نگ  ته ور نیه تی
وه هار له ژیرا کوچ هه ور نیه تی
اسب بی وه پوستر زین وه عه تیقه
برنو نیه خوه نی نه غمه ی طریقه
دی بو نان داغ له روی ساج نیه تی
زرین سواری قیروقاج نیه تی
کوچکانی هیمان زیوخ خه م نوشه
له حلق کوانی مات و خه موشه
کو خرمه ی خیزان کو ئه و له شکه ره
 کو ئه و خه سیو ره ی  غه ذا به ش که ره
هه ی داد هه ی بیداد صه فا ها له کو
سه کو ئاو ره شه ی کو لا ها له کو
سیه مال ره م که ردن هه ر وه شه وا ره و
که س خیوری په نجه نیه ی له ده وارو
ئه لان کورده گان ویلن له ی ناوه
ته پیانه له ناو حه لق که لاوه
کو چره ی ده روه ن کو اوازه ی سیه ر
کو ئه شا یره گان یادیان وه خه یر

*************
پرده ی حه رم زیو دا وه لا هه ی هه ی له غمزه ونازی گل
هاتن مه لیل ساز وه چنگ سه ر مه س ارا پیشوازی گل
زیو زیو بدو هه  ی کله وا شیپور به ژن وینه ی معاد
ساقی ده خیل له ی مه شه ره  بیلا بزانم رازی  گل
وا بی یه قه ی گل وان سو  رشیا له گیر فانی نه سیم
ئاونگ حه ریری نقره ره نگ پوشان له غنچه ی واز گل
چیمن وه چیمن باخ وه باخ ده روه ن و ده روه ن تا وه دول
صه د ایل بولبول ها تنو  خه ونن  غه زل  وه ساز گول
ته نیا بزان هه م اسمان ده سمال چوپی گرد  وه  ده س
هه ور بی وه لوطی دا له ته ول  کیشا شه فه ق  شا وازی گول 



 

نوشته شده توسط اکبر قنبرویسی در شنبه 1390/10/17 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت


تاوان

 

تاسیان تاسه‌کانم

له‌ به‌ر هه‌ناسه‌ی ساردی چاوه‌کانم

تاوان چ بوو؟

به‌ خوا

بێ تاوان،

ته‌نیا

ده‌مه‌ویست مافی ژیان

 


 

نوشته شده توسط اکبر قنبرویسی در شنبه 1390/07/02 ساعت 22:20 موضوع شیعر کوردی | لینک ثابت


لطيف هلمت

 

لطيف هلمت (له‌تيف هه‌لمه‌ت) شاعر كورد در سال 1947 ميلادي در منطقه‌ي كفري در استان كركوك واقع در جنوب كردستان متولد شد. لطيف در طول دهه‌ي 1970 و 1980 به روزنامه‌نگاري مشغول بود.او حدود 20 دفتر شعر به تحرير در آورده است. فعاليت‌هاي او در زمينه ادبيات كودكان نيز گسترده است.

 لطيف از افراد برجسته در شعر كردي مدرن به شمار مي آيد. از آثار مشهور او مي توان به  خدا و شهر كوچك ما( كركوك 1970)؛  آماده‌ي تولدي ديگر( سليمانيه 1973)؛ توفان سفيد (بغداد 1978)؛ نامه‌هايي كه مادرم نخواند ( بغداد 1979 )؛ شعري كه تمام مي شود و هنوز تمام نشده است (بغداد 1979 )؛  صلح و جدل‌ها در ميان شهروندان الكترونيك جمهوري لطيف هلمت (  سليمانيه 2000 )و.. نام برد.

منابع: 

 

Latif Halmat 

        1. International Journal of Kurdish Studies,  Jan, 2005  

Available in: http://www.findarticles.com/p/articles/mi_m0SBL/is_18/ai_n13784445   

        2. Encyclopedia of  wikkipedia: free online encyclopedia. availlable in: http://www.wikkipedia 

 

آيات گمشده اوستا

دختر

اولين نشانه خداست

*** 

عشق:

تبر و درخت

كدام از ما تبر

كدام درختيم...!

*** 

واژه دامي است

پسران و دختران يكديگر را با آن شكار مي كنند.

*** 

لوور  شبي  نگهبان نداشت

سالوادور دالي باسبيل‌هاي قيطاني‌اش

با موناليزا جفت شد

فردا پسري متولد شد

نگهبان لوور..

***

نوبل ديناميت را ساخت

كودكي بادبادك را

كدام بايد جايزه بگيرند...!

***

نمي شناسم آنها را

گاهي با تاج سر مي آيند

گاهي پاي برهنه

خاطراتم را بازگو مي كنند

صحبت خارهايي كه در پاي برهنه‌ي سرزمينم فرو رفتند

اي كاش

بادبادك‌هايي باشند كه در كودكي گمشان كردم.

***

تنها ابر همسفر من

او نيز مرا جا مي گذارد

*** 

آلبوم عكس

كاخ ِ پنهانِ عمر

*** 

نمي دانم زمان

 در كجا مي ايستد

*** 

ساعت پليس است

اوقات ما را اسير مي كند

*** 

درخت درونم خاطره است

تمام گذشته‌ي آينده‌ام را

در كودكانِ شاخه‌هايش نهان مي سازم.

*** 

گاهي غم مي خندد

دندانهايش  چون دندانهاي سفيدِ جنگ‌اند.

*** 

زن كشتي‌اي آسماني است

بر سينه‌اش كه مي خوابم

زمين را از ياد مي برم

***

آن مسيح كه بر صليب آويختند

ترسو بود

آن مسيح كه فردا مي آيد

ديگران را به صليب مي‌آويزد.

*** 

                                                                           سیامند

                                                                                 شيراز      

                                                                              15/7/1385 

 

 


 

نوشته شده توسط اکبر قنبرویسی در دوشنبه 1390/06/28 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت


خۆشەویستی

"خۆشەویستی" مامۆستا جەلال مەلەكشا


خۆشەویستی

خۆشەویستی من
!
چۆن بەرایی دا؛

چاوەكانت وا ببینێ من به تەنیایی؟
خۆ دڵی من كۆتری بن گوێسوانەی چاوەكەی تۆ بوو
!
نەت‌ئەزانی من به بێ تۆ،

ڕۆحی نەسرەوتم؟
وەك گوڵی نێو شۆرەكاتی وەرزی بێ‌باران؛
زڕ دەژاكێ، سیس دەبێ، دەمرێ
!
سەد مخابن! من ئەوینداری هەژار و تۆ له خۆ بایی
...
ئێسته سەرگەردان؛

وا دەپێوم كوێرەڕێی سەختی ژیانی تووش
توێشه خاڵی، دەس بەتاڵ و قاڵبێكی بێ دڵ و هەستم
!
ئیتر ئەم تاڵاوه بادەش، ئۆقره نابەخشێ
...
من تەژی دەردم

نوقمی هاڵاوی خەیاڵم
شاعیرێكی شەوگەڕی مەستم
ڕەنگه نەم‌ناسیتەوه ئەم جاره بم‌بینی
...
بەفری وەرزی خەم،

دۆڵی دڵمی كردووه جێگەی ڕنووی ماتەم
ون بووه سیمای زەمانی لاوەتیم، تەنیا؛
تاپۆیەك ماوه
تاپۆیەكی نێو مژێكی خۆڵەمێشیی خەم
...
ڕەنگه چارەنووسی من وا بێ
!
وەك چلۆن تەنیا له دایك بووم؛

هەر به تەنیاش ڕابوێرم ژین،
تازه ئاخر هەر به تەنیایی
سەر بنێمه باوەشی مەرگ و
بایەقوش له كاولاشی نێو دلی خۆم‌دا
بۆم بخوێنێ سوورەتی یاسین
...
خۆشەویستم! كاتێ من مردم؛

قەت مەپرسه چۆن به بێ تۆ ژینم تێپەڕ كرد
!
ژین نەبوو، هەر ساته مەرگێ بوو
...
قەت هەواڵی شوێنی مەرگ و گۆڕەكەم له كەس مەپرسه، بەس

من بەڵێنم برده سەر، پەیمانەكەم نەشكاند
كاتی مەرگیش دوا هەناسەم هەر به یادی تۆوه هەڵ‌كێشا
دوا وشەم هەر ناوی تۆ، هەر ناوی تۆ، هەر ناوەكەی تۆ بوو
...
--------------------------
مامۆستا جەلال مەلەكشا

ساڵی 1376ی هەتاوی
له دەفتەری شیعری؛ زڕەی زنجیری وشه دیلەكان

 


 

نوشته شده توسط اکبر قنبرویسی در دوشنبه 1390/06/28 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت